نقد و بررسی متون پایان نامه ها

نقد و بررسی پایان نامه ها همه رشته های دانشگاهی

برای  دانلود متن کامل پایان نامه های این وبلاگ اینجا کلیک کنید

نقد و بررسی متون پایان نامه ها

نقد و بررسی پایان نامه ها همه رشته های دانشگاهی

برای  دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

gl/l (1092)

يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۴ ب.ظ

gl/l (1092)

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه2

بخش اول : تعاریف و کلیات 3

معنای وصیت3

مشروعیت وصیت5

اقسام وصیت6
3-1- وصیت تملیکی6
3-2- وصیت عهدی 6

4- ارکان وصیت 7

5- آیا وصیت عقد است یا ایقاع 8

6- لزوم وجواز در وصیت 8

7- وصیت در قانون مدنی ایران و سایر کشورها 9

بخش دوم : ترجمه و تحقیق

انواع وصیت 13

وصیت تمکیلی 13

وصیت عهدی13
وصیت در قرآن 16
فهرست منابع و مآخذ 33

مقدمه :

از مهم‌ترین مسائلی که جامعه بشری در دنیای قدیم و تا عصر حاضر نیازمند آن بوده و هست . رعایت متقابل اصول و حقوق اجتماعی و بطور کل اجرای عدالت است که اسلام نیز بر آن تکیه کرده و حکم وصیت یکی از آن حقوق می‌باشد که در قالب واژه وصی و مشتقاتش در قرآن کریم در موارد مختلف بیان فرموده است که هر واژه به مقتضی بیان حقی از حقوق اجتماعی است بنابراین وصیت امری مهم است تاجایی که خداوند می فرماید شرع و آیینی که برای شما مسلمین قرار داده شده همان حقایقی است که بر نوح و دیگر پیامبران سفارش نمودیم در اسلام وصیت شروع است با توجه به کتاب و سنت و اجماع و عقل در مذهب شیعه و در اهل تسنن با اختلافاتی و همین طور راجع به اقلیت‌های دینی طبق قانون اساسی در اصول 12 و 13 به موضوع وصیت طبق فقه خودشان پرداخته است . واژه وصیت در بین علماء مورد اختلاف نظر است . در جمع بندی نظرات واژه وصیت به معنای وصل ، عهد است که معنای وصل در قانون اساسی ایران سازگار ولی در اکثر آیات قرآن معنای عهد مورد نظر می‌باشد وصیت اقسام و ارکان دارد که بدون آنها وصیت محقق نمی‌شود . از نظر اکثر حقوقدانان وصیت عقد است نه ایقاع . از دیگر معانی وصیت که در قرآن بکار رفته امر به اطاعت والدین ، پند و اندرز اخلاقی ، وصیت راجع به ارث فرزندان و همسر …. پس وصیت اجازه خاصی است که به موجب آن اشخاص می‌توانند حتی اراده خود را در زمانی که حیات ندارند به اجرا گذارند .

بخش اول : تعاریف و کلیات

1- معنای وصیت

تصرفاتی که هر شخص مستقیماً یا مع الواسطه برای بعد از فوتش در اموال خود می نماید، به زبان حقوقی «وصیت» نامیده می شود. وصیت یک نوع اجازه خاصی است که به موجب آن اشخاص می توانند اراده خود را در زمانی که حیات ندارند، به موقع اجرا گذارند خواه به صورت عهدی و خواه به صورت تکمیلی .

این معنی مورد پذیرش همگان می باشد. اما با این وجود در بین فقها راجع به ریشه عربی این واژه «الوصیه» تا حدی اختلاف نظر است که در زیر به نقل از مرحوم سید محسن طباطبایی حکیم صاحب کتاب «مستمسک العروه الوثقی» به آنها اشاره می شود :

الف) عده ای گفتند که وصیت مشتق از ثلاثی (وصی- یصی) و به معنی «وصل» است. (شیخ طوسی در مبسوط، ابن ادریس در سرائر، جوهری در صحاح، علامه حلی در تذکره الفقهاء، محقق کرکی در جامع المقاصد و بعضی از اهل لغت نظیر : مجمع البحرین، شیخ فخرالدین طریحی، ج3، (ربع ثالث و رابع)، ص51، چاپ دوم، ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1367 هـ .ش.)

ب) عده ای دیگر گویند که مشتق از ثلاثی (وصی- یصی) و رباعی (اوصی- یوصی/ وصی – یوصی) و به معنای «وصل» می باشد. (المعجم الوسیط، ابراهیم انیس و عبدالحلیم منتصر و عطیه صوالحی و محمد خلف الله احمد، ج2 و 1، ص1038، ج2، دفتر نشر فرهنگ اسلامی./ اقرب الموارد، سعید خوری شرتونی، ج2، ص 1549، ناشر مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، قم 1403 هـ .ق.).

ج) و دسته سوم عقیده دارند مشتق از ثلاثی (وصی – یصی) به معنای «وصل» و مشتق از رباعی (اوصی – یوصی / وصی – یوصی ) به معنای «عهد» است که در صورت اخیر اسم مصدر محسوب می گردد.

صرفنظر از مباحث لغوی محض، نمی توان انکار کرد که معنای «وصل» با مفهوم و به ویژه ماهیت حقوقی وصیت در قانون مدنی ایران سازگارتر است. زیرا در بعضی موارد از جمله وقتی که موصی شخصی را برای انجام امری مأمور می نماید، هیچگونه تعهدی در مقابل او ندارد، بلکه بالعکس موظف می شود که اراده موصی را به موقع اجرا بگذارد. به علاوه در وصایای تملیکی نیز اطلاق تعهد به تصرفات موصی خالی از تکلف نیست. و حال آنکه معنی «وصل» هم اختصاص به وصیت دارد و شامل سایر تصرفات نیست و هم شامل کلیه وصایا می شود.

تذکر : در آیات متعددی از قرآن مجید، واژه وصیت با ترکیبات آن غالباً در معنای «عهد» بکار رفته است.

2- مشروعیت وصیت

ادله مشروعیت وصیت عبارتست از : کتاب، سنت، اجماع و عقل .

الف) کتاب : در قرآن کریم آیاتی وارد شده که وصیت را جایز دانسته است. نظیر :

«کتب علیکم اذا حضر احد کم الموت، آن ترک خیراً ، الوصیة للوالدین و الاقربین- بالمعروف، حقاً علی المتقین. (سوره بقره / آیه 180). و نیز «من بعد وصیه یوصی بها اودین /… من بعد وصیه توصون بها اودین. (سوره نساء/ آیات 11 و 12) و آیاتی دیگر.

ب) سنت : در حدیث نیز روایات زیادی آمده که بعضاً تحریض و ترغیب شخص به امر وصیت می باشد که نمونه هایی از آن در زیر می آید :

عن ابی عبدالله (ع) قال: «الوصیه حق علی کل مسلم».

عن جعفربن محمد عن ابیه قال : «الوصیه تمام مانقص من الزکاه».

قال رسول الله (ص): «ما ینبغی لامرء مسلم أن یبیت لیلیه الا و وصیته تحت رأسه».

عن ابی عبدالله (ع) قال: « من لم یحسن عندالموت وصیته کان نقصاً فی مروته و عقله».

ج) اجماع فقهاء نیز بر آنست که وصیت، امری جایز است.

د) عقل : عقلا وصیت را در واقع جبران ترک اعمال خیر در زمان حیات می دانند. از طرفی هم وجدان بیدار آدمی نسبت به همنوع خود که نیازمند و محتاج باشد، احساس همدردی نموده و طبعاً گرایش به دستگیری از آنان دارد.

3- اقسام وصیت

1) به لحاظ موضوع : وصیت از این جهت بر دو قسم است که عبارتند از :

الف ) وصیت عهدی که عبارتست از اینکه ولایت و اداره شخص یا اموری را به دیگری واگذار نمایند.

ب) وصیت تملیکی که عبارتست از اینکه مالی را به نفع دیگری وصیت نموده تا بعد از مرگ موصی، مالک آن شود.

تذکر : توضیح بیشتر راجع به این دو اصطلاح بعداً خواهد آمد.

2) به لحاظ حکم شرعی : وصیت از این جهت نیز بر دو قسم است :

الف) حکم تکلیفی :

وصیت واجب . مانند رد ودیعه و دیون، پرداخت زکات و اداء حج و …

وصیت مستحب . مانند وصیت در جهات خیر (محتاجین، در راه تحصیل و …).

وصیت مباح. مانند وصیت برای اغنیاء.

وصیت مکروه. مانند وصیت در حق فاسقین و اهل معصیت.

وصیت حرام. مانند وصیت به معصیت از قبیل ساختن کلیسا و معبد و وصیت به خمر و …
ب) حکم وضعی : وضع و اعتباری که عمل به موجب آن سنجیده می شود که در صورت تطبیق، موجد اثر مطلوب خواهد بود. از قبیل صحت، فساد، نفوذ، بطلان و … . مثلاً اگر موصی دارای شرایط عمومی تکلیف (یعنی قدرت، اختیار، بلوغ و عقل، نباشد، وصیت او صحیح نخواهد بود.
4- ارکان وصیت

همچنانکه در بالا گفته شد، وصیت بر دو نوع می باشد بنابراین هر یک باید ارکان خاص خود را دارا بوده باشد. اگرچه در قسمتی از آن وجه مشترکی نیز وجود دارد. بطور کلی اطراف و پایه های اساسی وصیت را ارکان آن گویند. و اگر چنانچه یکی از آن موجود نباشد، وصیت تحقق نمی یابد.

ارکان وصیت تملیکی عبارتست از : 1- موصی (شخص وصیت کننده)

موصی له (شخصی که به نفع او مالی وصیت شده) 3- موصی به (مال مورد وصیت ) 4- صیغه وصیت (عبارت و الفاظ ).
ارکان وصیت عهدی (وصایت) عبارتست از : 1- موصی 2- موصی الیه یا وصی 3- موصی فیه (چیزی که شخصی راجع به آن وصیت شده مانند ولایت بر اشخاص یا اداره اموال )4- صیغه وصیت .
5- آیا وصیت عقد است یا ایقاع

عقد عبارتست از توافق دو انشاء (ایجاب و قبول) جهت ایجاد آثار حقوقی . بنابراین هر عقدی حداقل دو طرف دارد که هر یک بایستی دارای شرایط اهلیت بوده باشند تا عمل حقوقی آنان موجد اثر گردد مانند بیع، اجاره و … . ایقاع عبارتست از عمل ارادی یک طرف جهت ایجاد اثر حقوقی مانند ابراء، طلاق و … .

حال این سوال مطرح است که با توجه به تعاریف یاد شده، آیا وصیت عقد است یا ایقاع؟ در پاسخ باید گفت وصیت دارای یک حالت برزخی است و نه کاملاً به عقد شباهت دارد و نه کاملاً به ایقاع. ولی با این وجود غالب حقوقدانان و همینطور گرایش قانون مدنی بر این محور است که وصیت نیز عقد بوده و نیازمند ایجاب و قبول است . اگرچه قبول در آن حالات و اثرات مختلفی دارد.

6- لزوم و جواز در وصیت

چنانکه مشهور فقها و حقوقدانان اسلامی عقیده دارند، اصل در عقود، لزوم است و جواز آن نیاز به تصریح قانونی دارد. هر یک از ایندو (لزوم – جواز) آثار خاص خود را داراست. توضیح اینکه عقد لازم را نمی‌توان منحل ساخت مگر با وجود شرایطی از قبیل وجود خیارات و یا بواسطه اقاله و اما عقد جایز این استحکام را ندارد و در هر زمانی هر یک از طرفین می تواند آنرا فسخ کند.

اما در مورد وصیت باید گفت که دارای شرایط و حالت خاصی است. بطوریکه تا زمان حیات موصی، عقدی جایز بوده ولی به محض تحقق موت وی و حصول قبول لازم می گردد اگرچه در مورد وصیت عهدی استثناء وجود دارد و آن اینکه ممکن است حتی بدون قبول – در صورت جهالت وصی در زمان حیات موصی نیز لازم گردد.

7- وصیت در قانون مدنی ایران و سایر کشورها (احوال شخصیه)

ماده 6ق.م. ایران می گوید : «قوانین مربوط به احوال شخصیه از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص و ارث، در مورد کلیه اتباع ایران، ولو اینکه مقیم در خارجه باشند، مجری خواهد بود». و در ماده 7 قانون مذکور آمده که : «اتباع خارجه مقیم در خاک ایران، از حیث مسایل مربوط به احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه، در حدود معاهدات، مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود».

یکی از مباحث مهمی که در قوانین موضوعه همواره مطرح می باشد، شمول و قلمروی سرزمینی آنست: مطابق اصل صلاحیت سرزمینی، قوانین هر کشور در محدوده جغرافیای آن کشور نسبت به همگان قابل اعمال است مگر اینکه نسبت به اتباع خارجه، دولتهای متبوع توافقاتی با یکدیگر داشته باشند. در خصوص بعضی از موضوعات که همواره بر اساس تشریفات و آداب و رسوم خاص مذهبی یا محلی انجام می گیرد مانند نکاح و طلاق و … معمولاً گرایش دولتها بر اینست که مطابق قانون کشور متبوع عمل شود.

نکته قابل توجه اینکه بطور کلی در نظام حقوق جهان نسبت به احوال شخصیه دو نظر وجود دارد :

الف) احوال شخصیه تابع قانون ملی یا کشور متبوع (بیشتر کشورها به این صورت عمل می کنند ).

ب) احوال شخصیه تابع قانون اقامتگاه (ماند کشورهای انگلیس و امریکا که نکاح و طلاق و اهلیت ایرانیان مقیم در آنجا نیز تابع قوانین محلی است).

* تذکر : در موارد یاد شده در بالا، به وصیت اشاره نشده لیکن ما می توانیم آنرا از وحدت ملاک استنباط کنیم . همچنین از قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم مصوب 10/5/1312 هـ.ش. هم می توان استظهار کرد که وصیت نیز جزء موارد احوال شخصیه است. همچنانکه در آن آمده :

«ماده واحده – نسبت به احوال شخصیه و حقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیر شیعه که مذهب آنان به رسمیت شناخته شده، محاکم باید قواعد و عادات مسلمه متداوله در مذهب آنان را جز در مواردی که مقررات راجع به انتظامات عمومی باشد، به طریق ذیل رعایت نمایند:

در مسایل مربوط به نکاح و طلاق، عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که شوهر پیرو آنست.

در مسایل مربوط به ارث و وصیت، عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهب متوفی .

در مسایل مربوط به فرزند خواندگی، عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که پدر خوانده یا مادر خوانده پیرو آنست».
بر این اساس دو اصل از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به این موضوع پرداخته و می گوید :
«اصل 12- … مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی، دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاهها رسمیت دارند … ».

«اصل 13- ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می کنند ».

باید توجه داشت که قانون ایران رعایت احوال شخصیه- خواه مربوط به اتباع بیگانه و خواه اتباع ایرانی غیر شیعه – را در صورتی جایز و قابل اجرا می داند که با نظم عمومی و اخلاق حسنه مخالف نباشد.

انواع وصیت

وصیت بر دو نوع است :

وصیت تکمیلی
عبارتست از اینکه موصی (وصیت کننده) چیزی از ترکه خود را بعد از مرگش برای دیگری – مثلاً زید یا اشخاص فقیر – قرار دهد. این نوع وصیت در مورد ملک یا حق اختصاصی شخص انجام می شود.
2- وصیت عهدی

عبارتست از اینکه موصی (وصیت کننده) شخص دیگری را به تصرف در امور مربوط به خود – راجع به بدن و مال – مأمور نماید. مانند اینکه در وصیتش بخواهد که در مکان معین یا زمان مشخص دفن شود، یا اینکه بخواهد که مقداری از مالش به فردی داده شود یا اینکه از مالش کسی را نایب قرار دهد تا به جای او به ادای نماز و روزه اقدام کند، یا اینکه مالش وقف یا فروخته شود و یا نظیر آن صورت گیرد.

وصیت در قرآن :

آیات زیر برگرفته از تفاسیر المیزان، نور و نمونه هستند که در آنها کلمه وصیت بکار برده شده است «کتب علیکم اذا حضراحدکم ان ترک خیراً الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقاً علی المتقین.

مقرر گردید برای شما که هرگاه علائم مرگ یکی از شما را در رسد و مالی از خود به جای گذاشته است به نفع پدر و مادر و نزدیکان خویش وصیت کند و این حقی است ثابت به گردن پرهیزکاران.

معنای «کتب»، «کتب» کنایه است و منظور تشریع قانون و بیان حکم اسلامی است. چون قانون بعد از وضع نوشته می شود. ظهور علایم مرگ برای وصیت کننده شرط صحت وصیت نیست، چه علایم مرگ بر انسان ظاهر بشود و چه نشود، وصیت قانونی است و در اخبار وارد شده است که مومن باید وصیتش را شب که می خوابد زیر سرش بگذارد که بیانگر استحباب وصیت در همه احوال است. لذا شرط مذکور (ظهور علائم مرگ) شرطی است که به اصطلاح در مورد غالب وارد شده است و این شروط دخالت در حکم ندارند.

آیه نشانگر یک حکم الزامی (بر شما نوشته شده است هنگامی که مرگ یکی از شما رسید اگر چیز خوبی از خود بجا گذارده وصیت بطور شایسته برای پدر و مادر و نزدیکان کند. (آیه 180)

در پایان می فرمایند این حقی است بر ذمه پرهیزکاران (حقاً علی المتقین)

منظور از خیر در آیه «180» اشاره به مشروع بودن ثروت است زیرا اموال نامشروع خیر نیست بلکه شر است.

تغییر وصیت : آیات زیر به بحث در مورد تغییر وصیت اختصاص دارد :

الف – فمن بدله بعد ماسمعه فإنما اثمه علی الذین یبدلونه ان الله سمیع علیم.

هرگاه کسی بعد از آن که وصیت موصی را شنیده است آن را تغییر دهد گناهش برگردن تغییر دهنده است . خداوند شنوای داناست.

مستفاد از آیه فوق، حرمت تغییر وصیت است. گناه تغییر وصیت بر کسی است که آن را بعد از آن که از موصی استماع کرده تغییر داده است و گناه متوجه موصی نیست.

نکته ادبی قابل دقتی که در آیه وجود دارد این است که چرا ضمیر بدله که به وصیت بر می گردد مذکر آمده و حال آن که لفظ «وصیه» مونث است؟ در پاسخ باید گفت : درست است که در ظاهر، مرجع ضمیر، وصیت است لیکن ضمیر به وصیت، به اعتبار معنای مصدری آن بر می گردد نه به اعتبار خود وصیت که اسم مصدر است . بنابراین مرجع ضمیر در حقیقت ایصاء است که به معنی سفارش کردن است نه وصیت که به معنای سفارش است.

ب) «فمن خاف من موص جنفاً او اثماً فاصلح بینهم فلا اثم علیه»

کسی که بترسد از اینکه موصی از حقش تجاوز کند یا به حرام وصیت کند حق دارد میان همه (موصی، ورثه، موصی له) صلح افکند، در این صورت گناهی بر او نیست.

پس از بیان حرمت تغییر وصیت در آیه قبل، این آیه یک مورد را استثناء کرده است و در این یک مورد تغییر وصیت اشکالی ندارد :

اگر کسی بترسد از اینکه موصی از حقش تجاوز کند یا راه نادرستی بپیماید حق دارد قبل از وصیت با احضار همه افراد ذینفع (موصی، موصی له و ورثه مطالب را در میان گذاشته و بین آنان صلح بیفکند. در این صورت گناهی بر او نیست و این، در حقیقت تغییر وصیت نیست بلکه انجام عملی است که سبب می شود از ابتداء، وصیت به نحو صحیح واقع شود نه به نحو غیر صحیح؛ و در واقع، شخص با این کار خود جلو انحراف را گرفته است.

لازم به تذکر است که وصیت مشروع پس از تحقق ارکان عقد و کلیه شرایط قطعی و لازم الاجراست اما وصیت به حرام به طور کلی باطل و غیر قابل اجرا است آیه فوق علاوه بر بیان تغییر وصیت، بر مشروعیت صلح نیز دلالت دارد .

تفسیر :

لسان این آیه وجوب است نه استحباب ، در قرآن هر جا فرموده : فلان امر بر قومی نوشته شد. معنایش حکم قطعی و حتمی است و موید آن جمله آخر است که (حقاً) ولی از آنجا که این کلمه به متقین است (حقاً علی المتقین) این تکلیف امری است که تنها تقوا باعث آن می شود و در نتیجه برای عموم مومنین واجب نیست بلکه آنهایی که متقی هستند به رعایت آن کوشش می کنند.

مراد از کلمه خیر (مال) است و مثل اینکه از آن بر می آید مراد مال بسیار است نه کم، منظور از کلمه معروف، احسان است.

مراد از انحراف بسوی گناه، معنایش این است که اگر شخص وصیت را تبدیل کند تنها و تنها گناه این تبدیل بر کسانی است که وصیت به معروف را تبدیل می کنند.

کلمه ی خیر به جای کلمه ی مال گفته شده و منظور ثروت است آنهم مشروع

«و الذین یتومون منکم و یذرون ازواجاً وصیه لا زواجهم متاعاً الی الحول غیر اخراج فأن خرجن فلاجناح علیکم فی مافعلن فی انفسهن من معروف و الله عریز حکیم»

مردانی که بمیرند و زنانشان زنده مانند، باید وصیت کنند که آنها را یکسان نفقه دهند و از خانه شوهر بیرون نکنند، پس اگر زنهار خارج شوند شما را گناهی نیست از آنچه آنها درباره خود در حدود شرع بگزینند (یعنی از کسب و کار حلال و یا اختیار شوهر منعشان مکنید) و خدا بر هر کاری توانا و به مصالح امور خلق دانا است.

ماده 110 ق.م- در ایام عده وفات، مخارج زندگی زوجه عند المطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهده آنان است (در صورت عدم پرداخت) تامین می گردد. (اصلاحی 19/8/1381)

کلمه وصیه در اینجا مقعول مطلقی است برای فعلی تقدیری و تقدیر آیه(لیوا صوا وصیه) است و کلمه حول با ال آمده زیرا آیه شریفه قبل از تشریع عده وفات یعنی 4 ماه و ده روز نازل شده چون زنان عرب جاهلیت بعد از مرگ شوهرانشان یکسان تمام در خانه می نشستند و شوهر نمی کردند و آیه شریفه سفارش می کند به مردان که برای همسران خود وصیتی کنند و مالی معین بدون اینکه از خانه خارج شوند به آنها بدهند بعد از مرگشان (مالی که کفایت یکسال ایشان را بکند)مثل آیه 180-182)

قرآن بار دیگر به مسأله ازدواج و طلاق پرداخته و به شوهرانی که در آستانه مرگ هستند و همسرانی از خود بجا می گذارند می فرماید : برای همسران خود وصیت کنند که تا یکسال آنها را بهره مند سازند و از خانه بیرون نروند

گناهی برای شما نیست نسبت به آنچه درباره خود از کار شایسته مانند انتخاب شوهر مجدد بعد از تمام شدن عده انجام دهند که مربوط به زنانی است که شوهرانشان در آستانه مرگ قرار می گیرند یعنی برای همسران خود وصیت کنند که تا یکسال آنها را بهره مند سازند و از خانه بیرون نروند در خانه شوهر باقی بمانند و هزینه آنها پرداخت شود.

ولکم نصف ما ترک ازواجکم ان لم یکن و لد فأن کان لهن ولد فلکم الربع مما ترکن من بعد وصیه یوصین بها اودین ولهن الربع مما ترکتم ان لم یکن لکم ولد فان کان لکم ولد فلهن التمن مما ترکتم من بعد وصیه توصون بها اودین وان کان رجل یورت کلاله او امراه و له اخ اواخت فلکل و احد فنهما السدس فان کانوا اکثر من ذلک فهم شرکاء فی الثلث من بعد وصیه یوصی بها اودین غیر مضار وصیه من الله و الله علیم حلیم.

سهم ارث شما مردان از ترکه زنان نصف است در صورتی که آنها را فرزند نباشد و اگر فرزند باشد ربع خواهد بود پس از خارج کردن حق وصیت و دینی که به دارائی آنها تعلق گرفته ؛ و سهم ارث زنان ربع ترکه شما (مردان) است اگر دارای فرزند نباشید و چنانچه فرزند داشته باشید ثمن خواهد بود پس از اداء حق وصیت و دین شما . و اگر مردی بمیرد که وارثش کلاله او باشند (برادر و خواهر امی یا هر خواهر و برادری ) یا زنی بمیرد که وارثش یک برادر و یا خواهر او باشد، در این فرض سهم ارث هر یک نفر از آنها سدس خواهد بود و اگر بیش از یک نفر باشند همه آنها ثلث ترکه را به اشتراک، ارث برند بعد از خارج کردن دین و حق وصیت میت در صورتی که وصیت به حال ورثه بسیار زیان آور نباشد (یعنی زاید بر ثلث نباشد)؛ این حکمی است که خدا سفارش فرموده و خدا (به همه احوال بندگان) دانا و (به هر چه ناروا کنند هم) بردبار است.

ماده 913: در تمام صور مذکور در این مبحث، هر یک از زوجین که زنده باشد فرض خود را می برد و این فرض عبارت است از : نصف ترکه برای زوج و ربع آن برای زوجه، در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد نداشته باشد، و از ربع ترکه بران زوج و ثمن آن برای زوجه، در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد داشته باشد؛ و مابقی ترکه بر طبق مقررات مواد قبل مابین سایر وراث تقسیم می شود.

ماده 922: هرگاه اخوه ابوینی و اخوه امی با هم باشند تقسیم به طریق ذیل می شود : اگر برادر یا خواهر امی یکی باشد، سدس ترکه را می برد و بقیه مال اخوه ابوینی یا ابی است که به طریق مذکور در فوق تقسیم می نمایند. اگر کلاله امی متعدد باشند، ثلث ترکه به آن ها تعلق گرفته و بین خود بالسویه تقسیم می کنند و بقیه مال اخوه ابوینی یا ابی است که مطابق مقررات مذکور در فوق تقسیم می نمایند.

ماده 869 : حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق می گیرد و باید قبل از تقسیم آن اداء شود، از قرار ذیل است :

قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه، مثل عینی که متعلق رهن است،

دیون و واجبات مالی متوفی،

وصایای میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده بر ثلث با اجازه آن ها
868 : مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی شود، مگر پس از ادای حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته.
843 : وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست، مگر به اجازه وراث؛ و اگر بعض از ورثه اجازه کند فقط نسبت به سهم او نافذ است.

یوصیکم – کلمه ایصا به معنی توصیه و سفارش و دستور است – (من بعد وصیته …) و منظور از وصیت دستور استحبابی است و دلیل ذکر وصیت جلوتر از قرض در بیان کردن است نه در عمل

در این آیه حکم طبقه اول وارثان بیان شده، قرآن می فرماید : خداوند به شما درباره فرزندانتان سفارش می کند برای پسران دو برابر دختران سهم قائل شوید، در ادامه قرآن می فرماید : همه اینها بعد از وصیتی است که میت کرده و بعد از ادای دین اوست. در ادامه آیه می فرماید : این سفارش خداست و خدا داناتر و بردبار است.

920- اگر وراث میت چند برادر و خواهر ابوینی یا چند برادر و خواهر ابی باشند، حصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود.

868- مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی شود مگر بعد از ادای حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته

آیه راجع به ارث است، وصیت که حق خود انسان است بر حقوق وارثان مقدم است و اموال هم باید به فرزندان منتقل گردد، در وصیت برای فرد باید حال وارثان را مراعات کرد.

پیام آیه : باید زمان مرگ و وصیت را سفارش کرد و وارثان باید به وصیت نامه عمل کنند .

«فلایستطیعون توصیه ولا الی اهلهم یرجعون»

و در آن لحظه مرگ نه توانایی سفارشی دارند و نه به اهل بیت خود رجوع توانند کرد.

در این آیه می فرماید : مرگ بقدری سریع و برق آسا است که حتی توانایی بر وصیت و سفارش نخواهند داشت و حتی فرصت برای صحبت با خانواده را پیدا نمی کند پس وصیت در این آیه همان مجال فرصت است که انسان قبل از مرگ به اطرافیان می گوید .

در قیامت صیحه ای زده می شود که مهلتی نیست بلکه همگی فوراً می میرند و در نتیجه کسی نمی تواند سفارش بکند که دیگران عمل به آن کنند.

قیامت که بیاید نه زبان تاب سخن گفتن دارد و نه پا، توان فرار :

تفسیر آیه 50 به این معنی است که حتی مجال یک توصیه و سفارش کوچک را نیز پیدا نمی کنند.

(شرع لکم من الدین ما وصی به نوحاً و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین و لا تتفرقو فیه کبر علی المشرکین ما تدعوهم الیه الله یحبتبی الیه من یشاء و یهدی الیه من ینیب.

خدا شرع و آئینی که برای شما (مسلمین) قرارداد، حقایق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی می کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی هم آن را سفارش نمودیم که دین خدا را برپا دارید (و در حفظ آن پایداری کنید) و هرگز تفرقه و اختلاف در دین میکند ( و بدان که) مشرکان را که به خدای یگانه و ترک بتان دعوت می کنی (قبولش ) بسیار در نظرشان بزرگ می آید ؛ (باری از انکار آنها میندیش) خدا هر که را بخواهد، بسوی خود (و مقام رسالت خویش) بر می گزیند و هرکه را به درگاه خدا به تضرع و دعا باز آید، هدایت می فرماید.

وصیت در اینجا به معنی دستور العملی همراه با پندو اندرز است که آن را به کسی بدهی تا عمل کند و از مفهوم آیه بر می آید که آنچه به پیامبر وصیت شده همان شریعت حضرت نوح (علیه السلام) است.

آیینی را بر شما تشریح کرد که به نوح توصیه کرد پس توصیه دستور کلی به همه پیامبران است.

خداوند آئین را برای شما تشریح کرد که به نخستین پیامبر الوالعزم حضرت نوح (علیه السلام) توصیه کرده است به این ترتیب آنچه در شرایع همه انبیا بوده است شریعت تو است و آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری.

و وصینا الانسان بولدیه حملته امه وهناً علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی لوالدئک الی المصیر .

و ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کن خصوصاً مادر که چون بار حمل فرزند برداشته و تا مدت دو سال که طفل را از شیر باز گرفته ( هر روز بر رنج و ناتوانیش بیفزوده ای! فرزند : در حق آنان بسیار نیکی و سپاسگزاری کن و (نخست) شکر من (که خالق هستم) و آنگاه (شکر) پدر و مادر بجای آور که بازگشت خلق بسوی من (و پاداش نیک و بد خلق با من) خواهد بود.

در اینجا وصیته، منتهی به سفارش و امر خدای تعالی است پس شکر پدر و مادر عبادت خداست و شکر خدا. بحث از نعمت وجود پدر و مادر و زحمات و خدمات آنهاست و حقوق آنها و قراردادن شکر پدر و مادر در کنار شکر خداست.

احترام والدین حقی است انسانی نه فقط اسلامی حتی والدین کافر را باید احسان کرد. و ما سفارش درباره پدر و مادر کردیم .

و وصینا الانسان بوالدیه حسناً و ان جاهداک لتشرک بی مالیس لک به علم فلا تطعهما الی مرجعکم فأنبئکم بماکنتم تعملون.

و ما به آدمیان سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کنند و اگر آنها (خود مشرک باشند) و کوشند که تو به من (که خدای یگانه ام) از روی جهل و نادانی شرک آوری، در اینجا هرگز اطاعت امر آنها مکن که رجوع شما بسوی من است و من شما را به پاداش هر عمل (نیک یابد) که بجای آوردید، آگاه می گردانم .

وصینا از مصدر توصیه به معنای عهد سپردن است. در اینجا منظور از آن امر است.

بر ترین فریضه یا امر در رابطه با اطاعت از پدر و مادر است جز 1 قانون استثناء و آن شرک بخداست که در این حالت نباید از آنها اطاعت کرد.

نیکی به پدر و مادر یک امر انسانی است نه فقط ایمانی .

گرچه این یک حکم تشریعی است ولی این مسأله پیش از آنکه یک لازم تشریعی باشد به صورت یک قانون تکوینی در نهاد همه انسانها وجود دارد پس احترام و تکریم و نیکی به آنها را در تمام عمر فراموش نکند هرچند با این اعمال هرگز نمی تواند دین خود را به آنها ادا کند.

و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرها و وضعته کرهاً و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اورعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحاً ترضه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین.

و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم. (یاد کند که) مادر (نه ماه چگونه) با رنج و زحمت بار حمل کشید و باز با درد و مشقت وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری بود ( که تحمل رنج فراوان کرد) تا وقتی که طفل به حد رشد رسید. آدمی چهل ساله گشت ( و عقل و کمال یافت) آنگاه شایسته است که عرض کند : بار خدایا مرا بر نعمتی که به من و پدر و مادر من عطا فرمودی شکر بیاموز و به کار شایسته ای که رضا و خشنودی تو در اوست موفق دار و فرزندان مرا صالح گردان ، بار الها ! من به درگاه تو به دعا باز آمدم و از تسلیم شدگان فرمان تو شدم.

کلمه وصیت در اینجا به معنای به دیگر پیشنهاد کنی که فلان کار را بکند و همراه با موعظه و خیر خواهی باشد در نتیجه توصیه خدا به والدین، توصیه فرزندان است به عملی که مربوط به والدین باشد از جمله احسان به آنها .

در این آیه از مسئله نیکی به پدر و مادر و شکر زحمات آنها که مقدمه شکر خداست توصیه می کند و خیرخواهی.

در قرآن 5 بار کلمه وصینا بکار رفته 3 مورد درباره پدر و مادر است در اینجا معنای سفارش است.

وصیت و توصیه به معنی سفارش مطلق است و مفهوم آن منحصر به سفارشهای مربوط به ما بعد از مرگ نیست جمعی در اینجا آنرا به معنی امر و دستور و فرمان تفسیر کرده اند.

«وجعلنی مبارکاً این ماکنت و اوصنی بالصلاه و الزکاه ما دمت حیاً .

و مرا هر کجا باشم برای جهانیان مایه برکت و رحمت گردانید و تا زنده‌ام به (عبادت) نماز و زکات سفارش کرد.

و مرا تا زنده ام توصیه و سفارش به نماز و زکات کرده است.

نماز و زکات که از مشترکات ادیان الهی است پس اوصنی به معنای سفارش در احکام که از قبل بوده به انجام آن (شریعت) .

اتواصوا به بل هم قوم طاغون.

آیا بر این تکذیب، مردم اعصار به یکدیگر سفارش کرده اند ؟ (یا نه) بلکه این مردم (همه با لذات) گروهی سرکش و نافرمانند.

وصیت در اینجا به معنی یکنواخت و هماهنگ عمل کردن است.

کلمه تواصی به معنای این است که مردمی یکدیگر را به امری سفارش کنند.

آیات (109-106) سوره مائده راجع به شهادتست و آیه آخری هم بی ارتباط با آنها نیست وصیت همان سفارش زمان مرگ است.

اگر کسی از شما هنگام مرگش فرا رسید به هنگام وصیت کردن 2 نفر از افراد عادل مسلمان را به گواهی بطلبد و اموال خود را به عنوان امانت به او تحویل دهد تا به ورثه بدهد یعنی شهادت همراه با وصایت است.

858 : وصی نسبت به اموالی که بر حسب وصیت در ید او می باشد حکم امین را دارد و ضامن نمی شود مگر در صورت تعدی و تفریط

آستانه مرگ آخرین فرصت وصیت کردن است مرگ برای همه یکسان است. هنگام وصیت دقت لازم باید کرد.

ثم کان من الذینءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمه.

و آنگاه هم از آنان باشد که به خدا ایمان آورده و یکدیگر را به اهمیت صبر و مهربانی با خلق سفارش می کنند.

از کسانی باشید که دیگران را به صبر سفارش و موعظه می کنند.

کلمه تواصوا مصدر تواصی به معنی صبر است و سفارش به صبر کردن است.

سپس از کسانی بوده باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به صبر و استقامت و ترحم و عطوفت توصیه می کند (دعوت به صبر و عواطف انسانی)

تعبیر تواصوا، مفهومش سفارش به یکدیگر است. بعضی گفته اند صبر در اینجا شکیبایی در اطاعت از خدا و اهتمام به اوامر اوست.

الا الذینءامنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

مگر آنان که به خدا ایمان آورده و نیکوکار شدند و به درستی و راستی و پایداری در دین، یکدیگر را سفارش کردند.

یکدیگر را سفارش و توصیه به انجام شکیبایی و استقامت کردند (تواصوابه معنای دعوت کردن).

مگر آنان که به خدا ایمان آورده و نیکوکار شدند و به درستی و راستی و پایداری در دین، یکدیگر را سفارش کردند.

یکدیگر را سفارش و توصیه به انجام شکیبایی و استقامت کردند (تواصوابه معنای دعوت کردن).

کلمه تواصی به معنای سفارش کردن این به آن و آن به این به پیروی از حق است.

واژه عصر به ضمیر فشردن واژه تواصوا، توصیه است و هم به معنی امر به معروف و نهی از منکر است و هم تعلیم اشاد جاهل تنبیه غافل، تشویق، تبلیغ ایمان و عمل صالح است.

فهرست منابع و مآخذ :

مسمتسک العروه الوثقی ، سید محسن طباطبایی حکیم ، ج 14 ، ص 531 منشورات مکتبه آیت الله العظمی مرعشی نجفی ، قم 1404هـ.ق .

وصیت در حقوق مدنی ایران ، ناصر کاتوزیان ص 2، انتشارات دانشگاه تهران ، سال 1351 هـ .ش

الکافی ، یعقوب کلینی ، ج 7، ص 3، ح 4

من لایحضره الفقیه ، شیخ صدق ، ج 4 ، ص 134 ، ح 462

وسایل الشیعه ،شیخ حر عاملی ، ج 13 ، ص 352 ، ح 5

الفقه الاسلامی وادله ، وهبه الزحیلی ، ج 8، ص 8

قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی ، ناصر کاتوزیان ، ص 28، نشر دادگستر ، تهران ، سال 1377 هـ.ش .

المختصر النافع ، محقق حلی ، ص 163 ، چ 3، ناشر موسسه مطبوعات دینی ، قم 1368 هـ ش

اللمعه الدمشقیه ،شهید اول ، ص 104

جواهر الکلام ،شیخ محمد حسن نجفی ، ج 28، ص 243 ، چ 6 ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران 1397 هـ .ق

الحدائق الناضره ، شیخ یوسف بحرامی ، ج 22 ، ص 383 ، چ 2 ، درالاضواء بیروت .

العروه الوثقی ، محمد کاظم طباطبایی یزدی ، ج 2 ، ص 713، چ1 ، مکتب وکلاء الامام الخمینی بیروت 1410 هـ .ق

تحریری الوسیله ، آیت ا.. خمینی ، ج 2 ، ص 82 ، موسسه نشر اسلامی ، 1363 هـ .ش

الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ، شرح ثانی ، ج 2 ، ص 42 ، چ 8 دفتر تبلیغات اسلامی ، 1373 هـ ش.

جامع المقاصد محقق کرکی ، ج 10 ، ص 7، چ1 ، انتشارات موسسه آل البیت ، بیروت 1411 هـ .ق

حقوق مدنی ، سید حسن امامی ، ج 3 ، ص 93 ، چ 12 ، کتابفروشی اسلامی 1، آیات الاحکام ابوالقاسم گرجی ، چاپ سوم ، 1385

وصیت ، محمدجعفر جعفری لنگرودی ، ص 45 ، چ2 ، گنج دانش ، 1370 هـ .ش .

شرایع الاسلام ، محقق حلی ، جزء دوم ، ص 189، چ3 ، ناشر موسسه اسماعیلیان ، قم 1373 هـ. ق

تفسیر نور ، قرائتی

تفسیر نمونه ، مکارم

تفسیر المیزان ، محمدحسین طباطبایی


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۴ ب.ظ
  • آرما سالار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

لینک بالا اشتباه است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید