نقد و بررسی متون پایان نامه ها

نقد و بررسی پایان نامه ها همه رشته های دانشگاهی

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

تعریف خود کارآمدی

خودکارآمدی

یکی از نظریه های مهم روانشناسی که هم جنبه رفتاری دارد و هم جنبه شناختی، نظریه شناختی اجتماعی است که توسط آلبرت بندورا (1977) مطرح شده است. روانشناسان رفتار گرا بیشتر به محرکهای بیرون از فرد به عنوان عوامل کنترل کننده رفتار تاکید می کردند. در مقابل روانشناسان شناختی برای فرایندهای شناختی اهمیت قایل می شوند. نظریه شناختی اجتماعی هم عوامل بیرون از انسان و هم عوامل شناختی درون انسان را در کنترل رفتار موثر می داند. نظریه یادگیری اجتماعی مبتنی بر الگوی علی سه جانبه یعنی رفتار، محیط و فرد است. این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار، اثرات محیطی و عوامل فردی (عوامل شناختی، عاطفی و بیولوژیکی) که به ادراک فرد برای توصیف کارکردهای روانشناختی اشاره دارد تاکید
می کند. براساس این نظریه افراد در یک نظام علیت و سه جانبه بر انگیزش رفتار خود اثر می گذارند (کریم زاده و محسنی، 1385).

مفهوم خودکارآمدی یکی از ابعاد خویشتن است که نشانگر توانایی ادراک شده افراد یا قضاوت درباره توانایی هایشان در انجام یک تکلیف یا انطباق با یک موقعیت خاص می باشد (طیموری فرد، 1388).

 

تعریف خود کارآمدی

خودکار آمدی یکی از مفاهیم کاربردی در نظریه های یادگیری- اجتماعی و یا نظریه شناختی- اجتماعی برای رفتار حرفه ای است (هاکت، لنت و براون، 1994و1996؛ به نقل از مصحف، 1384). بندورا (1977) در تلاش برای توضیح دادن شخصیت و نحوه تغییر آن به ساز و کار شناختی خود کارآمدی رسیده است. سازه خودکارآمدی یک مفهوم محوری در نظریه شناختی- اجتماعی بندورا می باشد.

به نظر بندورا (1989) خودکارآمدی یعنی اینکه معتقد باشیم می توانیم با وضعیت های مختلف کنار بیاییم. کسانی که خیلی خودبسنده هستند، انتظار دارند موفق شوند و غالبا موفق می شوند و کسانی که چندان خودکارآمد نیستند، در مورد توانایی های خود در انجام تکالیف شک دارند و به همین جهت نیز کمتر موفق می شوند. از همین رو عزت نفس آنها کم است (شارف، ترجمه فیروز بخت، 1381).  

خودکارآمدی عبارت است از باور فرد در مورد توانایی خود برای مواجهه با موقعیت‌هایی که در پیش روی دارد (بندورا، 1982). ادراک خودکارآمدی به انتظارات افراد در مورد توانایی شان برای عمل در موقعتیهای آینده بر می گردد. در حقیقت خودکارآمدی یک نوع پیش‌بینی موفقیت براساس توانایی‌های فعلی است       (فرایدل[1]و همکاران، 2007).  انتظار خودکار آمدی باور یا اعتقاد شخص به این است که می تواند برخی رفتارها را انجام بدهد (بندورا، 1997). بندورا خود کارآمدی را به عنوان باور و قضاوت فرد از توانایی خود در انجام رشته ای از اعمال که برای تولید نتایج مورد نظر مورد نیاز است تعریف کرده است (نادری، 1389). پاجارس و میلر[2] (1994) در تعریفی دیگر خودکار آمدی را ارزیابی خاص و وابسته به بافت از قابلیت خود برای عمل در یک تکلیف ویژه می دانند و معتقدند خودکارآمدی نسبت به خود پنداره کلی ترو کمتر وابسته به بافت می باشد. مادوکس [3] (2000) باورهای خودکارآمدی را به عنوان عقاید شخص برای هماهنگ کردن مهارت با توانایی ها به منظور دستیابی به اهداف مطلوب در شرایط و حوزه های خاص تعریف می کند.

فال و مک لئود [4] (2001) بیان می کنند که باورهای خودکارآمدی میزان مقاومت و ایستادگی شخص در برابر موانع را نشان می دهد و حاکی از این اعتقاد فرد هستند که وی قادر است در یک موقعیت به طور موثرعمل کند یا بر عکس، در انجام کارهای خود نقش کمی داشته باشد.

به طور کلی چهارمنبع خود کارآمدی (ریکمن[5]، 2008) عبارتند از:

1- دستاوردهای عملکردی: بندورا معتقد است ریشه اصلی انتظار خودکارآمدی، موفقیتهای شخصی است. موفقیت، سطح انتظار را بالا می برد و شکست سطح انتظار را کم می کند. وقتی انتظار خودکارآمدی بالا می رود شکست های گهگاهی تاثیر چندانی بر قضاوت فرد در مورد توانایی هایش نمی گذارد. عملکرد موفقیت‌آمیز سطح انتظار خودکارآمدی را بالا می‌برد و شکست در عملکرد، این سطح را پایین می‌آورند (لاین؛ لاین و کیپرانو[6]، 2004). در مقابل وقتی شکست های مکرر باعث کم شدن انتظار خودکارآمدی می شود موفقیت های گهگاه نمی تواند تاثیر زیادی بر قضاوت شخص در مورد توانایی هایش بگذارد. اما با عزم جزم و موفقیتهای مکرر و متعدد می توانیم سطح انتظار کم را بر طرف کنیم. انسان ها در چنین شرایطی می توانند بر سخت ترین مشکلات و موانع فائق آیند (ریکمن، 2008).

2- تجارب نیابتی: دستاوردهای عملکردی مهمترین منشا کارآمدی هستند (چون مبنای آنها موفقیت واقعی است) ولی تجارب نیابتی هم بی تاثیر نیستند. به عبارت دیگر مشاهده موفقیت دیگران می تواند انتظار کارآمدی را در مشاهده گرانی که معتقدند توانایی های شخصی موفق را دارند بالا ببرد (پاجارس، 1996). همینطور وقتی مشاهده گر می بیند کسی که قابلیت ها و توانایی های مشابه قابلیت ها و توانایی های او را دارد شکست می خورد، انتظار کارآمدی در او افت می کند و تلاش کمتری به خرج می دهد (به نقل از غلامی رنائی و همکاران، 1383).

3- اقناع کلامی: به متقاعد کردن شخص نسبت به دارا بودن قابلیت‌های موفق شدن اشاره دارد و معمولاً هم نتیجه ‌بخش است. زیرا موفقیت‌های یک شخص بیش از آن که به توانایی‌های ذاتی وی بستگی داشته باشند، به میزان تلاش وی بستگی دارند (کراین[7]، 2000).  اقناع کلامی معمولا با این هدف انجام می شود که شخص بپذیرد توانایی لازم برای رسیدن به هدفش را دارد. به عنوان مثال بسیاری از پدر و مادرها بچه ها را تشویق می کنند و به آنها می گویند می توانند در عرصه های مختلف موفق شوند. اگر این تشویق بچه ها را قانع کند که تمام تلاش خود را به خرج دهند مهارت آنها پرورش خواهد یافت و احساس کارآمدی در آنها شکل می گیرد. اما تشویق ها باید واقع بینانه باشند چون موفق نشدن کودکان می تواند انتظار کارآمدی را در آنها کم کند و از اعتبار تشویق کننده بکاهد. در مقابل پدر و مادرهایی که با تحقیر و مسخره کردن فرزندانشان را دلسرد می کنند در واقع انتظار کارآمدی کم را در او پرورش می دهند (ریکمن، 2008).

4- حالتهای فیزیولوژیکی: سختی ها و وضعیتهای پراسترس موجب بالا رفتن انگیختگی آدمها می شوند. آدمها نیز از این انگیختگی برای قضاوت در مورد توانایی های خود استفاده می کنند. چون انگیختگی زیاد بر عملکرد آدم ها تاثیر سو می گذارد، انتظار شکست در آنها بالا می رود و بنابراین انتظار کارآمدی در آنها پایین می آید. اما وقتی در مقابل مشکلات و موانع احساس آرامش می کنند و خیلی برانگیخته نمی شوند، احتمال موفقیت آنان بیشتر می شود و بنابراین انتظار کارآمدی در آنان بیشتر می شود. گاهی اوقات توانایی‌ها بر اساس نشانه‌ها و علائم فیزیولوژیکی مورد قضاوت قرار می‌گیرند. این نشانه‌ها دربرگیرنده علائم جسمانی مانند اضطراب و تنش هستند و هر کدام از افراد این نشانه‌ها را به طریقی متفاوت مورد تفسیر قرار می‌دهند (کراین، 2000، و زیگلر[8]، 2005).

به اعتقاد بندورا (1982) خودکارآمدی الگوهای فکری و واکنش‌های هیجانی افراد را در برخورد با محیط پیرامون تحت تاثیر قرار می دهد و با ابعاد گوناگونی از رفتارهای انسان و عوامل موثر بر آن چون انگیزش، تلاش و مداومت در انجام فعالیت و خودپندار در ارتباط می باشد (بندورا، 1989).

به‌طور خلاصه به منظور دستیابی به احساس کارآمد بودن، یک فرد می‌تواند مهارت یا عملی را به طرز موفقیت‌آمیزی به انجام برساند، شخص دیگری را مشاهده کند که در انجام تکلیف موفق بوده است، بازخوردی مثبت از انجام یک عمل کسب کند یا به نشانه‌ها و علائم فیزیولوژیکی اعتماد کند (زولکاسکی[9]، 2009).



[1] -Friedel

2 – Pajares & Miller

3- Maddux

[4] -Fall & Mcloeod

[5] -Ryckman

[6] -Lane & Lane  and Kypriano

[7] -Crain

[8]- Ziegler

[9] - Zulkosky



متن کامل در sabzfile.com   یا fuka.ir 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
رشته حسابداری مدیریت دولتی بازرگانی مالی منابع انسانی زنجیره تامین حقوق جزا جرم شناسی بین الملل خصوصی عمومی برق قدرت الکترونیک مخابرات کنترل عمران خاک سازه زلزله مکانیک سیالات حرارت کامپیوتر ادبیات تاریخ روانشناسی علوم تربیتی فقه الهیات فلسفه ادیان دانشگاه آزاد صنایع جغرافیا رشته زبان علوم اجتماعی و جامعه شناسی علوم سیاسی
Designed By Erfan Powered by Bayan